واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

781

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

عكس ، چون در ذوالقعدهء سال 614 هجرى / فوريه 1218 ميلادى وارد نيشابور شد بيدرنگ فرمود تا نام ناصر را از خطبه حذف كنند و اعلام كرد كه خليفه مرده است . در ديگر شهرها يعنى مرو و بلخ و بخارا و سرخس نيز چنين كرد . ولى اين امر شامل حال خوارزم و سمرقند و هرات نگشت ، زيرا كه بلاد مزبور كمتر تابع دولت بودند و حق داشتند به نظر خويش خطبه را معمول و يا لغو نمايند ( ؟ ) . از ديگر سو ، عوفى « 1 » و نسوى « 2 » با اطمينان خاطر مىگويند كه محمد پس از عدم موفقيت خويش اظهار پشيمانى كرد و كوشيد تا لا اقل به ظاهر با بغداد آشتى كند « 3 » به احتمال قوى خوارزمشاه واقعا لازم دانسته بود كه اين گذشت را در مقابل افكار عامه بنمايد و حذف نام ناصر از خطبه پيش از لشكركشى به بغداد صورت گرفته بوده . اين‌كه در برخى از بلاد و از آن جمله در خود خوارزم خطبه را لغو نكرده بودند ، محتملا با مبارزه‌ايكه ميان سلطان و مادرش جريان داشته مربوط بوده است و ضمنا بايد به اين نكته اشاره شود كه طبقهء لشكرى و روحانيان از مادر شاه جانبدارى مىكردند . محمد خوارزمشاه در سال 613 هجرى / 1216 ميلادى امر به اعدام شيخ مجد الدين بغدادى كرده بوده با اين عمل هم مادر خويش و هم روحانيان را موهن ساخته بود . اين شيخ جوان شاگرد شيخ نجم الدين كبرى مؤسس سلسلهء صوفيه كبرويه كه تاكنون نيز وجود دارد بوده است . شيخ نجم الدين نيز مانند ديگر شيخان ذىنفوذ قرنهاى ششم و هفتم هجرى ( 12 و 13 ميلادى ) به

--> ( 1 ) - « متون » ، ص 84 . ( 2 ) - « سيرت جلال الدين » ، متن ، 21 - 20 ؛ ترجمه ، 36 . ( 3 ) - دربارهء سرنوشت خليفه‌اى كه محمد خوارزمشاه بوجود آورده بود هيچ اطلاعى در دست نيست .